روشنا

خرید بک لینک
نمیدونم چرا چند وقت هست حس تنهایی میاد سراغم ....عجیب اینکه دو هفته گذشته فقط بین جمع بودم و یجورایی مشغول مهمونی و مراسمات و ....شدم ...خواهری رفت....امشب باز مهمونی بودم ولی الان بیخوابی اومده سراغم روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06

می خام پاک کنم هر چیزی که هست اینجا ....شبکه های اجتماعی و .....یکی از هم کارهای قدیمی پیام داد امروز منم جوابش دادم ....توی مطب منتظر بودم چت کردیم انگاری اونم بیکار بود .... امروز چیزهای عجیبی راجع روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06

اول سال نو تبریک میگم ....و اینکه فرصت خوبیه دوستان قدیمی همو پیدا میکنند دوباره ....

صبح وقتی آلارم پیام روپاک دیدم کلی خوشحال شدم یکسال و خرده ای از هم خبر نداشتیم براش پیام گذاشتم ....چند تا از بچه ها دور همی گذاشته بودند رفتم ...با کمر دردی که این روزها گرفتارم ....

امیر امروز دوباره پیام داده بود میخوام حرف بزنم باهات و من صبح شما اینستا نرفتم شب جواب دادم عصبانی گفت کجایی میتونم زنگ بزنم و من پیچوندم ....عصبانی کردم...ولی واقعا قصد ارتباط ندارم ....

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06

دارم بعد دو ماه کتاب زبان ۵۰۴ ورق میزنم و یهو نمیدونم چرا الان رفتم سر وقتش....دارم فکر میکنم بطور جد کلاس های زبان تافل ادامه بدم ....دیگه اینقدر دنبال کردم و ول کردم خودم خسته شدم ...ولی فکر مکنم هم روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06

امروز بعد از ظهر یکبار حرفش تکرار کرد ... منم ناراحت شدم ...یکساعت پیش هر چی داشتم جمع کردم و رفتم دیدنش...اونم با خنده و ....بهش گفتم بیا نگاه کن من هر چی گشتم آوردم برات ....ببین کدومش مال تو هست .. روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 13:45

همیشه مشکل بوده یک جاهایی کمکم کرده یک جاهایی گند زده به تموم کارهام ....ضعف هام میگم ...بعضی هاش سعی کردم درست کنم بعضی کمتر شدند ولی بعضی ها به قوت خودشون باقی هستند....نمیدونم اسم دقیقش اجتناب هست روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10

هر شب از خستگی تا سرم می زارم خوابم میبره...

ولی بی خوابم امشب ....

مدت هاست که شبها بیدار نمیشم...دقیقه هانمیگذرند....

گاهی بهتره هیچ خاطره ای به یادت نیاد....

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10

بغض یک ترانه ...بغض یک عاشقانه...

بغض یک مادرانه ....

میشه یک جورایی حل کرد ...

ولی بغض یک بغل

یک حسرت

یک دنیا آرزو و

بدتر از همه دل تنگی

را نمیشود حل کرد....

میچسبد بیخ گلویت...

نه پایین میرود

نه بالا ...

آنقدر همانجا میماند

تا نفست را بگیرد....

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10

عمه شدم ...

اونم عمه یک دخمل کوچولوی خوشگل ....

واقعا خسته

امیدوارم شاد و زیر سایه پدر و مادرش بزرگ بشه

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10

صفحه بندی