برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06
اول سال نو تبریک میگم ....و اینکه فرصت خوبیه دوستان قدیمی همو پیدا میکنند دوباره ....
صبح وقتی آلارم پیام روپاک دیدم کلی خوشحال شدم یکسال و خرده ای از هم خبر نداشتیم براش پیام گذاشتم ....چند تا از بچه ها دور همی گذاشته بودند رفتم ...با کمر دردی که این روزها گرفتارم ....
امیر امروز دوباره پیام داده بود میخوام حرف بزنم باهات و من صبح شما اینستا نرفتم شب جواب دادم عصبانی گفت کجایی میتونم زنگ بزنم و من پیچوندم ....عصبانی کردم...ولی واقعا قصد ارتباط ندارم ....
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 13:45
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10
هر شب از خستگی تا سرم می زارم خوابم میبره...
ولی بی خوابم امشب ....
مدت هاست که شبها بیدار نمیشم...دقیقه هانمیگذرند....
گاهی بهتره هیچ خاطره ای به یادت نیاد....
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10
بغض یک ترانه ...بغض یک عاشقانه...
بغض یک مادرانه ....
میشه یک جورایی حل کرد ...
ولی بغض یک بغل
یک حسرت
یک دنیا آرزو و
بدتر از همه دل تنگی
را نمیشود حل کرد....
میچسبد بیخ گلویت...
نه پایین میرود
نه بالا ...
آنقدر همانجا میماند
تا نفست را بگیرد....
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10
عمه شدم ...
اونم عمه یک دخمل کوچولوی خوشگل ....
واقعا خسته
امیدوارم شاد و زیر سایه پدر و مادرش بزرگ بشه
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:10